کاوش در جهان : تجربیات عکاسی از فرهنگهای مختلف از زبان مارک ادوارد هریس !
تکنیک ها
در این مقاله قصد دارم تا تجربیات عکاسی از فرهنگهای مختلف و آداب و رسوم کشورهای جهان را از زبان مارک ادوار هریس با شما در میان بگذارم.
تجربهی فرهنگها و دسترسی به افراد و مکانهای مختلف، مؤلفههای اصلی یک سفر عکاسی موفقیت آمیز است. یکی از پروژههای عکاسی که من در طول دوران حرفهایم داشتم، کاوش و عکاسی در 95 کشور از 6 قارهی زمین بود.
من باید سعی میکردم به دنبال فرهنگهای مختلف و آداب و رسوم بگردم و شکافهای فرهنگی میان ملتهای مختلف را پیدا کنم. پروژهی عکاسی از فرهنگهای مختلف دهها سال طول کشید و حالا قصد دارم تجربیاتی را که در طول این سفرها به دست آوردم با شما به اشتراک بگذارم. پس همراه من، تا انتهای این مقاله باشید …
پیشنهاد نویسنده : ۷ دوربین تاثیر گذار تاریخ : دوربینهایی که که انقلابی در عکاسی ایجاد کرده و تاریخ را متحول کردند

فوکوس
ممکن است فکر کنید که عکاسی از فرهنگهای مختلف و آداب و رسومشان، تنها به لوکیشن بستگی دارد، اما در واقع باید بسیار عمیقتر از اینها باشد. برای مثال، به جای اینکه در سفری که به ژاپن داشتم تنها از فرهنگ خیابانی آنجا عکاسی کنم، که شاید هزاران عکاس پیش از من نیز آن را انجام داده باشند، سعی کردم روی فرهنگ عمیقتر ژاپنیها تمرکز کنم و برای این کار، کتاب ” The Way of the Japanese Bath ” را خواندم و سعی کردم در کار خود از آن استفاده کنم.
به عنوان مثال روند شعر هایکو در شهر ناکاسندو یا تاثیرات آن بر تعویض نام ادو به توکیو. تمام اینها به من کمک میکرد تا مردم ژاپن را نه فقط از روی ظاهر، که از روی تاریخچه و شیوهی زندگیشان بشناسم.
در مورد فرانسه هم یکی از عواملی که به آن پرداختم، نوشیدنیهای معروفی بود که در شهرهایی از جمله بورگوین، بوردو یا غیره درست میکردند. مغازهها نوشیدنی این شهرها نمادی از اصالت و کلاسیسیسم در فرانسه به حساب میآید. همچنین یکی از صنایع دستی معروفشان بشکههای نوشیدنی است که از جنس چوب درخت بلوط ساخته میشود.
هر کجا که مقصد من بود، سعی میکردم روی مردم، آیینها یا جنبههای منحصر به فرد زندگی و تاثیرات و تغییرات آن در طول تاریخ تمرکز کنم. این باعث میشد داستانهایی را هم خودم ببینم و هم توسط عکسهایم به بینندهها نشان دهم، که در یک نگاه تمام فرهنگ آن منطقه را آشکار میکنند. به ویژه برای سالگرد بعضی از وقایع تاریخی، فرصتهای بی نظیری برای عکاسی به وجود میآمد.
لوکیشن و زمان بندی
چه بخواهید از برج ایفل عکاسی کنید یا یورت در مغولستان، عکس گرفتن از معماری همه چیز در مورد موقعیت یک شهر را نشان میدهد و ما را ملزم میکند که در زمان مناسب و در روز مناسب در آن مکان حضور داشته باشیم. به طور معمول این بدان معناست که باید زمانی را برای عکاسی انتخاب کنیم که نور خورشید بیشترین کمک را به ما بدهد.
استفاده از خورشید به عنوان نور پس زمینه و ایجاد تصاویر سیلوئت از سازهها یا منظره منحصر به فرد میتواند زمانی خوب باشد که دارای اشکال هندسی فرمی شدید داشته باشند و تمرکز اصلی شما در واقع ثبت فرم و شکل آنها باشد. برای ایجاد یک سیلوئت از مردم که از طولانیترین پل ساج در جهان در شهر ماندالی در میانمار عبور میکنند، یک قایق پارویی را اجاره کردم تا به موقعیتی برسم که بتوانم مردم را در مقابل آسمان و نور صحیح برای عکاسی مد نظرم قرار دهم.

من در آمریکا من باید میدانستم که بهترین زمان برای عکاسی از کوهستان بلک هیلز چه ساعتی از روز است و این در عکاسی کمک میکرد. به طور مثال نزدیک صبح و ظهر و با نور مستقیم خورشید، باید از کوه Rushmore و نزدیک بعد از ظهر و عصر باید از کوه Crazy Horse Memorial عکاسی میکردم. نمایش نور در این ساعات باعث میشد حالت دراماتیک این مناظر بسیار جذابتر باشد.
همچنین من دو روز را در منطقهی Deadwood گذراندم تا از آداب و رسوم و باورهایشان عکاسی کنم. این دقیقا همزمان بود با رویداد Wild Bill Days در این شهر تاریخی که باعث شد سوژههای بسیار جذابی را برای پروژهی عکاسیام داشته باشم.
عکاسان منظره همیشه سعی میکنند قبل از اینکه برای یک پروژه حرکت خود را شروع کنند، پیش بینیهای وضعیت آب و هوا را از گروههای هواشناسی مطالعه کنند تا بدانند که بهترین زمان برای کارشان چه روز یا ساعتی خواهد بود. اما این بررسی لزوما اطمینان نمیدهد در روز عکاسی آسمان کاملا آبی باشد. ممکن است ابرهای طوفانی یا به هر شکل دیگر، بتوانند حی دراماتیکتری را به عکس اضافه کنند.
به تصاویر سیاه و سفید باشکوه میچ دوبراونر ( Mitch Dobrowner ) نگاه کنید تا متوجه شوید که حضور ابر و سایر المانها در آسمان چقدر میتواند صحنهی عکاسی را جذابتر کند. من فهمیدم که استفاده از یک فیلتر کاهندهی نور یا ND، فارغ از اینکه آب و هوا چگونه پیش بینی شده است، بسیار مهم خواهد بود، چرا که ممکن است ناگهان با هوای آفتابی رو به رو شوید.
پیشنهاد نویسنده : چگونه از تکنیک تله گذاری دوربین برای عکاسی از حیات وحش استفاده کنیم ؟
من همیشه یک فیلتر پولاریزه و یک فیلتر ND 9 استاپ را با خود حمل میکنم. در حالی که فیلتر پولاریزه میتواند به شدت به من کمک کند که نورهای مزاحم را از قاب تصویرم خارج کنم، یک فیلتر کاهندهی نور امکان میدهد انعطاف پذیری بیشتری در انتخاب تنظیمات مد نظرم داشته باشم. در صورت نیاز به نوردهیهای طولانی در طول روز، استفاده از آنها بسیار حیاتی خواهد بود. برای مثال برای عکاسی از یک آبشار زیبا در طول روز با سرعت شاتر کم، بی شک به آن نیاز خواهید داشت.
مناظر گستردهی شهری نیز معمولاً کاربرد خاصی داشته و منحصر به فرد بودن آنها بسیار مهم است. برای ثبت یک تصویر متفاوت از کانال بزرگ شهر ونیز در ایتالیا، منتظر شدم که یک گوندولا ( گوندولا یک نوع بلم و قایق پاروئی باریک و دراز است که بیشتر در شهر ونیز ایتالیا برای جابجایی افراد و بارها استفاده میشود. ) به داخل قاب تصویرم بیاید. عبارت ” چیزهای خوب برای کسانی که منتظر آن هستند پیش میآید ” در عکاسی کاربردی قطعی دارد. انتظار برای ترکیب صحیح عناصر به جای دویدن از یک مکان به مکان دیگر قطعاً فضیلتهای خود را دارد و میتواند در هر دو محیط شهری و طبیعی مفید باشد.

تاریخ عکاسی پر از نمونههایی از تصاویر متفاوت است که یک عکاس خود را در موقعیتی قرار داده و سپس منتظر آن چیزی شده که هنری کارتیه برسون آن را ” لحظهی سرنوشت ساز ” نامیده است، لحظهای که همهی عناصر یک تصویر بالقوه عالی با هم جمع میشوند. اگر به این موضوع توجه کنیم، میتوانیم از گفتههایی مثل ” اگر اینطور میشد عکس عالی بود … “، ” اگر کمی صبر میکردم تا … ” و هزاران ” اگر … ” دیگر اجتناب کنیم. ویلی رونیس ( Willy Ronis )، عکاس فرانسوی، یک بار به من گفت که عکاسی مانند یک مسلسل بهترین راه برای از دست دادن یک عکس است.
برای عکاسی در ونیز، همچنین تصور میکردم که چگونه هر صحنه از یک نقطهی خاص ممکن است برتر به نظر برسد، بنابراین سعی کردم سر قایقران گوندولا با ساختمانهای شهری متداخل نشوند. پس چه شانسی وجود دارد برای اینکه بدانیم ارتفاعی که داریم برای ثبت عکس مد نظرمان مناسب است یا خیر ؟ این صرفا به تمرین و اعتماد به نفس نیاز دارد.
به طور معمول من از لنزهای NIKKOR 14-24 میلی متری f/2.8 و 24-70 میلی متری f/2.8 برای عکاسی معماری استفاده میکنم. اما به نظرم گوشیهای هوشمند نیز برای عکاسی در یک روز بارانی میتوانند بسیار کاربردی و خوب باشند. البته اگر گوشی شما ضد آب است !
مردم و فرهنگ
وقتی صحبت از عکسهای صمیمی از افراد در زمینه عکاسی مسافرتی میشود، رویکرد ” تلاش برای دزدکی عکس گرفتن از یک صحنه با لنزهای تله ” در واقع بیشتر فاصله بین عکاس و سوژه را ایجاد میکند، مهم نیست که عکاس در اینجا در چه حد زوم میکند. عامل ترس از نزدیک شدن به یک غریبه، به ویژه کسی که زبان مشترکی با او ندارد، میتواند بسیار دلهره آور باشد، اما نزدیک شدن میتواند نه تنها عکسهای قویتری را برایتان به ارمغان بیاورد، بلکه یک تبادل و درک شخصی عمیقتر بین فرهنگها را نیز به همراه دارد. پرترههای چشمگیر محیطی ( مستند سازی یک شخص در محیط اطراف که مربوط به چه کسی است یا چه کاری انجام میدهد ) و تصاویر ” چشم پنجرهای برای روح است ” تقریباً همیشه نتیجه تعامل انسانها بوده است.
چند کلمه به زبان محلی میتواند به عنوان یکی از کلیدهای باز کردن قفل عکس احتمالی عمل کند. من فهمیدم که گوش دادن به یک CD به زبان خارجی برای انتخاب برخی از کلمات قبل از سفر به یک کشور غیر هم زبان با شما ارزش سرمایه گذاری وقت و توان مغزی را دارد.

اگر میخواهید به تکنیکهای کلاسیک در عکاسی از فرهنگهای مختلف بازگردید، عکاسی پرتره در سایههای متفاوت میتواند راهکاری بی نظیر برایتان باشد. عکسی که از یک دختر جوان در ساپا در ویتنام ثبت کردم، میتواند مصداق بارزی برای جملهی ” چشم پنجرهای برای روح است ” باشد. من او را در مقابل مغازهی والدینش دیدم، در حالی که نور آفتاب از فاصلهای بسیار دور تاثیر خارقالعادهای را روی او گذاشته بود.
من این عکس را با یک لنز 85 میلی متری و دیافراگم f/2.8 ثبت کردم تا به اندازهی کافی پس زمینه محو شده باشد. پرترههای نمایشی با عمق میدان بسیار کم، اغلب به شما کمک میکنند تمرکز اصلی بیننده را روی چشمهای سوژه قرار دهید.
تصویر من از یک افسر راهنمایی و رانندگی در محل کار در پیونگ یانگ در کرهی شمالی نمونهای از یک تصویربرداری از محیط زیست انسانها است. چه از گوسفند با گلهی خود عکس بگیرید، چه کسی از یک لیوان نوشیدنی یا یک هنرمند در یک استودیو، این نوع عکسها یک عنصر مهم در بسیاری از موارد را به یک داستان سفر اضافه میکنند.
پیشنهاد نویسنده : تکنیک کشیدن شاتر برای ثبت عکسهای پرتره خلاقانه و انتزاعی
از نظر اینکه شخص چه مقدار از قاب را شامل میشود، یک چهارم یا « نمای کابوی » همانطور که در صنعت فیلم نیز شناخته شده است ( برای برداشتهای صحنههای مربوط به جدال با اسلحهها )، اغلب درصد خوبی میتواند باشد. به طور معمول کمی عمق میدان بیشتر و لنزی وسیعتر برای انتقال احساس پیش زمینه لازم است، اما نه به اندازهای که توجه را از سوژه دور کند.
در بیشتر شرایط، من در حالت اولویت دیافراگم عکاسی میکنم چرا که میخواهم به طور مداوم از عمق میدان خود آگاه باشم و کنترل آن را با تمرکز بیشتری نسبت به سایر المانهای تنظیمات انجام دهم. من همیشه به عدد دیافراگم توجه میکنم تا اجازه ندهم آن را از حداقل حد لازم برای یک وضعیت معین قرار دهم. برای کار با سوژههای سریع، اگر نوردهی باعث شود نور تصویر بیش از حد کم یا زیاد باشد، معمولاً از جبران نوردهی استفاده میکنم، به جای اینکه به حالت نوردهی دستی منتقل شوم.
جزئیات عکس
عکس زیر را با جزئیاتی شیطانی مشاهده میکنید، اما غالباً زیبایی این چنین است. عکسهای صمیمی تغییر خوبی از تصاویر گستردهتر و تصاویر پرتره محیطی است. سوژههای نزدیک مانند مواد غذایی، گل، پروانه، سکه و جواهرات اغلب به لنزهای ماکرو مانند NIKKOR 105mm f/2.8 نیاز دارند. دیوپترها، که به عنوان فیلترهای کلوزآپ نیز شناخته میشوند، جایگزین ارزانتری برای این پروژه هستند.

به طور خاص مواد غذایی بخش مهمی از تجربهی هر سفر عکاسی از فرهنگهای مختلف است، اما ثبت تصاویر خوب از مواد غذایی آنقدرها هم که به نظر میرسد آسان نیست. عکاسی از مواد غذایی به دلایلی خاص در دنیای عکاسی حرفهای جای میگیرد. برای مجلات مرتبط با دنیای خوراکیها و عکاسی تبلیغاتی از مواد غذایی، غالباً سبکهایی وارد میشوند تا در تهیه یک عکس به عکاس کمک کنند. وقتی صحبت از عکاسی در مسافرت میشود اما، شما نمیتوانید با یک متخصص شناخت غذاهای مختلف همراه باشید، بنابراین سرآشپزها و دستیارانشان میتوانند با رویکردی مشابه برای شما رفتار کنند.
من برای توصیف خلاقیتهایشان بهترین توصیهها را از بهترین زوایا درخواست میکنم. من معمولاً قبل از ظهر، سعی میکنم در رستورانها عکاسی کنم، معمولاً بعد از ظهر، تا بتوانم از نور پنجره با زاویهای پراکنده استفاده میکنم. یک لنز ماکرو، سه پایه، ریموت شاتر و رفلکتور نقرهای یا سفید که روبروی پنجره قرار بگیرد، به عنوان یک مجموعهی عالی برای این منظور کار میکند. من هرگز از یک رفلکتور با رنگهای متمایل به گرم، مثل طلایی یا نارنجی استفاده نمیکنم، چرا که این عدم تعادل در دمای رنگ کلی صحنه ایجاد میکند.
نورپردازی در محل
هدف من هنگام استفاده از فلاش این است که تصویرم همچنان نور خوبی داشته باشد و طبیعی به نظر برسد. حتی اگر بخواهم داخل خانه یا محیط استودیو عکاسی کنم، سعی میکنم چینش نورهای مصنوعی را به شکلی انجام دهم که کاملا طبیعی به نظر برسد. من هرگز نمیخواهم که تصاویر من فریاد بزنند که در آنها از فلاش برای نوردهی استفاده شده است !
من سعی میکنم روشنایی خود را با خلق و خوی محیط مطابقت دهم تا بیشترین استفاده را از سوژه داشته باشم، خواه با نرم شدن سایهها باشد یا ایجاد موارد سختتر به صورت واقع بینانه. یکی از دلایل استفاده از نور تلطیف کننده یا فلاش در عکسهایم این است که همیشه در یک محیطی که قرار است از آن عکاسی کنید، بنا به دلایل مختلف نور ایدهآلی وجود ندارد. در عکسهای محیطی هم نور فلاش میتواند کمک کند تا بخشهایی از سوژه را که میخواهید روشنتر و جذابتر به نظر برسد یا سایهها در بخشی خاص از قاب پر یا نرم شوند.
از آنجایی که بیشتر چشم اندازها در طول روز دمای رنگ رو به سردتر ( مایل به آبی ) دارند، من برای عکاسی از چنین شرایطی اغلب از یک ژل رنگی با دمای رنگی متمایل به گرم استفاده میکنم. اغلب هم ژلم را به رنگ نارنجی انتخاب میکنم. اما جدایی از بحث فلاش، معمولا نور قبل از ظهر یا نزدیک به صبح واقعیترین رنگها را برایتان به ارمغان میآرود و بهترین زمان برای عکاسی به حساب میآید.

علاوه بر این، من معمولاً فلاش خود را با زاویهی 45 درجه بالاتر از دوربین و در فاصلهای نسبتا دور نگه میدارم و آن را به صورت بیسیم تحریک میکنم. این امر بیشتر از اینکه به کاهش سایههای سوژه کمک کند، به ایجاد یک صحنهی طبیعی و واقعیتر کمک میکند. من همچنین اغلب از یک دیفیوز یا یک نرم کنندهی نور دیگر، برای نرم شدن و یکدستتر شدن نور استفاده کرده و آن را روی سر فلاشم قرار میدهم.
در هنگام استفاده از ژلهای رنگی و یا تعادل رنگ در نظر داشته باشید که هدف همیشه گرفتن چیزی نیست که تعادل رنگ مناسب داشته باشد. برای مثال یک کاغذ سفید همیشه سفید است، اما در یک صحنهی عکاسی از شام باید نوری که از شمع تابیده میشود صحنه را گرمتر نشان دهد، یا یک صحنه در قطب شمال باید احساس سرما و یخ زدن را با رنگهای سرد به خوبی به بیننده منتقل کند.
ارائه
داستان یک سفر عکاسی از فرهنگهای مختلف در واقع نه از زبان شما، بلکه از زبان عکسهایی که ثبت کردهاید تعریف میشود. پس مانند هر داستان دیگری، باید یک ساختار مشخص و کلی برای آن در نظر گرفته باشید. این باید شامل یک آغاز، میانه و پایان مناسب باشد.
پیشنهاد نویسنده : تکنیک های نورپردازی در عکاسی پرتره
مانند فصلهای یک کتاب، تصاویر باید به هم مرتبط باشند و شما را در طول داستان طوری حرکت دهند که از اهداف عکاس یا نویسنده خارج نشوید و در نهایت به همان نتیجهای برسید که در نظر گرفته شده بود. من به شما پیشنهاد میکنم که حتما کتابچههای سفرهای عکاسی اختصاصی خود را داشته باشید.
لحظات نهایی در عکاسی از فرهنگهای مختلف …
وقتی ساعت 5 و 30 دقیقهی بعد از ظهر نور شهر خاموش شد، در هتلم در جزایر قناری دراز کشیدم و تصمیم گرفتم بخوابم. در واقع بعد از سه پرواز در طول 24 ساعت، تنها کاری که میتوانستم انجام دهم خوابیدن بود. اما شاید این تنها راه حل من نبود، من به عنوان یک عکاس میتوانستم در همین زمان، فرصت عکاسی از سوژههای بسیاری را از دست بدهم. در واقع ماهیت من به عنوان یک عکاس این است که همیشه آماده و حاظر بوده و عکسهایم را ثبت کنم.
امیدوارم مقاله ” کاوش در جهان : تجربیات عکاسی از فرهنگهای مختلف از زبان مارک ادوارد هریس ! “ برایتان مفید بوده باشد. نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید. همچنین اگر پرسشی وجود داشت، آن را در بخش نظرات همین پست مطرح کنید تا پاسخ دهم. موفق باشید !