۶ توصیه برای استفاده از دوربین جدیدتان
تکنیک ها
پس از روزهای زیادی کلنجار رفتن و تحقیق کردن شما در نهایت تصمیمتان را میگیرید و اولین دوربین عکاسی دیجیتالی خود را خریداری میکنید و به خانه می آورید. دوربین شگفت انگیزتان را از جعبه بیرون آورده و هیجان زده به آن خیره میشوید.
سپس نگاهتان به دکمه ها و کنترل هایش میفتد و هیجانتان تبدیل به ترس میشود. درمییابید که هیچ ذهنیتی درباره استفاده از دوربین جدیدتان ندارید!
آموزش عکاسی برای سهولت در استفاده دوربین جدید
خب… و بعد چه میشود؟
اولین نکته این است که لازم نیست بترسید! یادگیری عکاسی آنقدرها هم که به نظر میرسد دشوار نیست، علی رغم این که دکمهها باعث میشوند برخلاف این به نظر برسد! خوشبختانه هرگز لازم نیست شما همه آن دکمهها را استفاده کنید.
سه جنبه دیگری که از شما عکاس خوبی میسازد عبارت است از جنبه های مفهومی، ترکیب بندی و ادیت. که ما بعدا به آنها میپردازیم.
این مقاله تمام ابعاد تکنیکی استفاده از دوربین جدیدتان را پوشش میدهد تا بدون دغدغه عکاسی کنید.
۱- نور
قبل از این که به نحوه کار دوربین شما بپردازیم، یک جزء مهم وجود دارد که نحوه استفاده از دوربین را قابل درکتر مینماید. از شما میخواهم در روزهای آینده زمانی را به این اختصاص دهید که بدون دوربین به نور نگاه کنید. دوربین ابزاری است که این نور را ثبت میکند.
شما بدون توجه کردن به نوری که در محیط وجود دارد نمیتوانید تشخیص دهید کدام تنظیمات برای عکاسی صحیح است. به همین دلیل است که عکاسان مبتدی در وهله اول گیج میشوند و نمیدانند چه تنظیماتی بهتر هستند؛ به آنها آموزش داده نشده است که از توجه به نور محیط شروع کنند.
نور چگونه وارد دوربین میشود؟ چقدر قدرت دارد؟ آیا شما در نور مستقیم خورشید قرار دارید؟ آیا نور پراکنده است؟ آیا منابع نوری متعددی وجود دارند؟ آیا شما در سایه اید؟ آیا دیروقت است؟ آیا نورمصنوعی وجود دارد و این نور چه رنگی است؟
جنبه تکنیکی عکاسی کاملا به نور وابسته است.
زمانی که با تجربهتر شوید، میتوانید نگاهی به منابع نوری خودتان بیندازید، مثل فلشها و استروبها که در قدمهای بعدی کاربرد دارند. نیازی نیست که از این قسمت هم بترسید، آن طور که به نظر میرسد سخت نیست، اگر شما در توجه کردن به نور حرفهای شوید.
حال زمان آن فرا رسیده است که نگاهی به دوربین بیندازیم و تنظیمات آن را بررسی کنیم.
۲_ سرعت شاتر، اپرچر، ایزو _ آموزش عکاسی
اگر دوربین عکاسی شما سه شاخص برای تنظیم سرعت شاتر، اپرچر و ایزو را داشته باشد، در واقع هر آنچه لازم است را در اختیار دارید. این سه فاکتور به کمک هم نور را ضبط میکنند. کاری که هرکدام انجام میدهند در زیر آمده است:
Iso: ایزو توانایی سنسور شما برای به دام انداختن نور است. هرچه ایزو بالاتر باشد، نور بیشتری به دام میفتد؛ البته در این حالت عکس شما دانه دارتر میشود (حاوی نویزهای دیجیتالی میشود) عکاسان طبیعت یا کسانی که از سه پایه کمک میگیرند، ترجیح میدهند از حداقل میزان ایزو استفاده کند؛ مثل ایزوهای ۱۰۰ یا ۲۰۰ ؛ در نتیجه عکسها دارای نویز کمتری خواهند شد.
ایزو بالا معمولا در شرایطی استفاده میشود که عکاسی بدون سه پایه در نور متوسط یا موقعیتهای تاریک انجام میگیرد. مثل فضای داخلی و یا غروب. علت استفادهی عکاسان کنسرتها یا ایونتها، عکاسهای خیابانی و حتی عکاسهای مسافرتی از ایزوهای بالا نیز همین کار کردن در شرایط با نور کم میباشد.
مهم است که بدانید دوربین های جدید به راحتی میتوانند در ایزوهای بالا مانند ۱۶۰۰، ۳۲۰۰ و حتی ۶۴۰۰ -برای دوربینهایی که قابلیتش را داشته باشند- عکس هایی با بهترین کیفیت خلق کنند.
وقتی که پرینتهای کوچکی از یک عکس میگیریم، مثلا عکسهای ۸*۱۰ ، نویزهای تصویر اصلا دیده نمیشوند؛ ولی در پرینتهای بزرگتر ممکن است کاملا قابل تشخیص باشند. اما با این وجود، اکثر تماشاگران، اصلا متوجه این موضوع نمیشوند و حتی خیلی از آنها این نویزها را زیبا میپندارند.
من به ندرت از ایزو کمتر از ۴۰۰ استفاده میکنم مگر این که از سه پایه کمک بگیرم. زمانی که فرصتش را داشتید، با ایزوهای مختلف عکسهای یکسانی بگیرید و آنها را در کامپیوتر زوم کنید تا تفاوتش را ببینید.
اپرچر ( عددf )
اپرچر روزنهای است که در میان تیغههای دیافراگم ایجاد میشود تا به نور اجازه دهد که به سنسور دوربین شما برخورد کند. تغییر عدد اپرچر، اندازه این سوراخ را تنظیم میکند.
هر چه این سوراخ بزرگتر باشد، نور بیشتری به سنسور برخورد میکند و در نتیجه عمق میدان کمتری خواهیم داشت (به این معنا که قسمت کوچکتری از تصویر ما دارای فوکوس است) سوراخ بزرگتر با عدد f کوچکتری مثل ۲ بیان میشود.
هرچه سوراخ کوچکتر باشد، نور کمتری به سنسور میخورد اما قسمت بیشتری از تصویر شما دارای فوکوس خواهد بود. سوراخ کوچکتر با عدد f بزرگتر مثل ۱۶ معرفی میشود.
اکثر عکاسان که عکاسی پرتره انجام میدهند از یک عدد اپرچر پایین استفاده میکنند. عددی مثل ۲٫۸ برای کار آنها مناسب است زیرا میتوانند به طور دقیق روی چشمان سوژه فوکوس کنند و تصویر شارپی را به دست بیاورند که به سرعت سوژه را از پس زمینه جدا میکند.
علت این که عکاسان طبیعت از سه پایه استفاده میکنند و سعی میکنند با عدد اپرچر حدودا ۱۱ تا ۱۶ عکاسی کنند این است که بتوانند تا جایی که ممکن است قسمت بیشتری از عکس را در محدوده فوکوس قرار بدهند، از پیش زمینه گرفته تا پس زمینه.
سرعت شاتر
شاتر یک پرده داخل بدنه دوربین شماست که هنگام ثبت عکس باز و بسته میشود. مدت زمانی که شاتر باز میماند تا به سنسور داخل دوربین نوردهی کند، به عنوان سرعت شاتر شناخته میشود. ۱۶۰/۱ اشاره دارد به یک صد و شصتم ثانیه.
پس نوردهی در ۱۰/۱ ثانیه در سرعت شاتر کمتری نسبت به ۱۶۰/۱ ثانیه رخ میدهد و اجازه میدهد نور بیشتری وارد سنسور شود.
زمانی که شما سرعت شاتر را کمتر و کمتر میکنید، بسته به این که سوژههای شما متحرک هستند یا نه، درمیابید که تاری ناشی از حرکت، در عکس شما بیشتر پدیدار میشود.
میزان تاری تصویر به میزان سرعت شاتر و میزان حرکت سوژههای داخل تصویر بستگی دارد. این درحالی است که سرعت شاتر ۲۰۰/۱ ثانیه یک فرد در حال راه رفتن را ساکن نشان میدهد و ممکن است به سرعت شاتر ۱۰۰۰/۱ ثانیه احتیاج داشته باشید تا یک ماشین متحرک را در حال سکون نشان دهید.
حداقل سرعت شاتر
در ذهن داشته باشید زمانی که با دست و بدون سه پایه از دوربین استفاده میکنید، دستان شما به میزان کمی میلرزند که ممکن است باعث تاری عکس شما شود. پس شما نیاز دارید تا سرعت شاتری را استفاده کنید که به اندازه کافی سریع باشد و بتواند این مشکل را به حداقل برساند.
قانون این است که سرعت شاتر باید حداقل به میزان « ۱ تقسیم بر مقدار فاصله کانونی » باشد. به لنز خود نگاه کنید؛ اعدادی که در جلوی لنز نوشته شده را مشاهده میکنید؟ (مثل ۳۵ میلیمتر) این اعداد فاصله کانونی شما هستند.
هر چه این عدد کوچکتر باشد به معنای دامنه دید وسیعتری است؛ و هر چه این عدد بزرگ تر باشد عکس بیشتر یک عکس تله به نظر میرسد. اگر شما با فاصله کانونی ۲۴ میلیمتر عکاسی میکنید، شما نیاز به حداقل سرعت شاتری به اندازه ۲۴/۱ ثانیه دارید.
این در صورتی است که اگر از فاصله کانونی ۷۰ میلیمتری استفاده میکنید، شما به سرعت شاتر حداقل ۷۰/۱ ثانیه احتیاج دارید که هیچگونه تاری ناشی از لرزش دست در تصویر مشاهده نشود. هر چه بیشتر به این مساله فکر کنید بیشتر برایتان قابل درک میشود.
اگر شما بر روی قسمت کوچکی از پس زمینه زوم کنید، لرزش خفیف دستان شما در مقایسه با زمانی که زوم نکردید بیشتر حس میشود.
اگر دوربین شما دارای سنسور aps-c ( سنسور برش ) است -سنسوری که معمولا در اکثر دوربینهای سطح مبتدی وجود دارد- فاصله کانونی لنز دوربین شما در واقع ۱٫۵ و ۱٫۶ برابر فاصله کانونی به ترتیب در دوربینهای نیکون و کانن میباشد. (ضریب برش )
۳_ حالت دستی در برابر اولویت اپرچر و اولویت سرعت شاتر
در عکاسی سه راه برای رسیدن به مقصود وجود دارد؛ شما میتوانید دوربینتان را در حالت دستی، اولویت اپرچر و یا اولویت سرعت شاتر قرار دهید.
هنگامی که نحوه کار با دوربینتان را کامل فراگرفتید، میتوانید از هرکدام از این سه راه استفاده کنید تا آنچه که میخواهید را به دست بیاورید و تصویری که مدنظرتان است را ثبت کنید.
در ابتدا ایزو را تنظیم کنید
اولین چیزی که از بین این سه مورد باید تنظیم کنید ایزو دوربین است. ایزو را از حالت اتوماتیک خارج کنید. اگر شما در حال عکاسی با یک سه پایه دوربین هستید، ایزو را در مقدار ۱۰۰ یا ۲۰۰ نگه دارید. اگر بدون سه پایه در حال عکاسی در نور روشن خورشید هستید، ایزو را در حدود ۱۰۰ الی ۴۰۰ تنظیم کنید.
اگر در سایه اید با توجه به مقدار نور موجود ایزو باید در محدوده ۴۰۰ الی ۱۶۰۰ تنظیم شود. درغروب، شب یا محیط بسته بدون نور قوی پنجره، معمولا ایزوی ۱۶۰۰ الی ۶۴۰۰ مناسب است. پس برای هر حالت عکاسی، اولین قدم دست یابی به نور و قدم دوم تنظیم کردن ایزو است.
بعد از تنظیم ایزو از چه مدی برای عکاسی استفاده کنیم؟
بعد از آن لازم است بدانید کدام مد عکاسی در شرایط موجود لازم است و کدام یک از حالت های دستی( M )، اولویت اپرچر ( A/AV ) یا اولویت شاتر ( S/Tv ) را برای عکاسی انتخاب میکنید.
در حالت دستی شما هم اپرچر و هم سرعت شاتر را خودتان به صورت جداگانه تنظیم میکنید. بعضی افراد فکر میکنند که کافی است از حالت دستی برای ثبت تصویر استفاده کنند، در صورتی که در بسیار شرایط حالت دستی به طور قابل ملاحظهای سرعت شما را پایین میآورد.
به همین علت من از این حالت کمتر استفاده میکنم. با حالت اولویت اپرچر شما فقط اپرچر را تنظیم میکنید و دوربین با استفاده از نورسنج درونی خود، سرعت شاتر را تعیین میکند تا تصویر به طور مناسبی نوردهی شود.
این مد در بیشتر مواقع کارایی خوبی دارد به جز مواقعی که در آن تن تیره یا روشن بسیار زیادی وجود دارد. در اولویت شاتر شما میتوانید فقط سرعت شاتر را انتخاب کنید و دوربین اپرچر مناسب را انتخاب میکند.
من معمولا از اولویت شاتر یا اولویت اپرچر استفاده میکنم جز در مواردی که از نور استودیو استفاده میکنم؛ یا مواقعی که در شرایطی با نور ثابت عکاسی میکنم.
من اولویت اپرچر را برای عکاسی پرتره، عکاسی منظره، اکثر عکسهای گرفته شده با کمک سه پایه و یا هر شرایطی که میزان زیادی بوکه بخواهم (تاری پس زمینه به همراه عمق میدان کم) ترجیح میدهم.
اولویت شاتر را هم برای عکاسی خیابانی، عکاسی ورزشی یا هر مورد دیگری که سوژه در حال حرکت باشد و من قصد ساکن کردن آن را دارم، و یا زمانی که عمدا قصد نمایش دادن تاری حرکت را دارم استفاده میکنم.
با وجود این که من شخصا ترجیح میدهم از حالت دستی در شرایط خیلی خاص استفاده کنم، به شما پیشنهاد میکنم برای دو درس اولی که یاد گرفته اید بیرون بروید و فقط با حالت دستی عکاسی کنید.
ایزو و سرعت شاتر و اپرچر را تنظیم کنید، عکس را بگیرید و به آن دقت کنید. دقت کنید که آیا خیلی تاریک یا روشن میباشد؟ آیا تار شده است؟ در ابتدا ممکن است دقیقا متوجه کاری که میکنید نباشید، اما به زودی یاد خواهید گرفت. این بهترین راه است که بفهمید تنظیمات چگونه روی تصویر تاثیر میگذارند.
۴-جبران نوردهی (+/-) _ آموزش عکاسی
جبران نوردهی ابزاری است که هنگام عکاسی در حالت تقدم دیافراگم و یا شاتر، بهترین کمک را به شما میکند. وقتی از این حالت های عکاسی استفاده میکنیم،دوربین به کمک نورسنج داخلی خود باعث میشود تصویر به بهترین شکل نوردهی شود.
هدف آن این است که عکس را با یک تن معمولی خاکستری ارائه دهد، بنابراین بعضی اوقات نوردهی را متفاوت با آنچه که شما میخواهید انجام میدهد. شما میتوانید از جبران نوردهی استفاده کنید تا این تفاوت را جبران کنید و تصویرتان را روشنتر یا تیرهتر کنید.
صحنههایی که دارای تن تیره و روشن بسیار زیادی است ممکن است شما را مجبور به استفاده از جبران نوردهی کند؛ مانند تصویری که دارای قسمت زیادی از آسمان روشن یا منظره برفی میباشد، یا عکسی که در یک کوچه تاریک و یا در شب گرفته شده است.
در عکسی که حجم زیادی از برف وجود دارد، دوربین این نور بسیار روشن را شناسایی میکند و تلاش میکند که به یک رنگ خاکستری خنثی تبدیلش کند که معمولا باعث تیره شدن بیش از حد تصویر میشود؛ در نتیجه شما باید از جبران نوردهی استفاده کنید (از علامت مثبت استفاده کنید تا نوردهی را افزایش پیدا کند) تا تصویر را برای برگرداندن به حالت نرمال روشن کنید.
در تصاویری که در کوچههای تاریک گرفته شده اند دوربین تلاش میکند تا این تیرگی را به یک رنگ خاکستری خنثی تبدیل کند، پس شما باید از جبران نوردهی استفاده کنید (برای کاهش نوردهی باید از علامت منفی استفاده کنید) تا این رنگ خاکستری واقعیتر به نظر برسد.
۵-تراز سفیدی _ آموزش عکاسی
تراز سفیدی به معنی چگونگی به تصویر کشیدن رنگهای نور به وسیله دوربین است. منابع مختلف نور دارای رنگهای مختلفی اند؛ دوربین هم تنظیمات متعددی را برای انواع رایجتر آنها دارد، مانند نور روزهای آفتابی یا سایه دار. با این حال برای شروع میتوان از حالت اتوماتیک تراز سفیدی استفاده کرد.
تراز سفیدی اتوماتیک معمولا به اندازه کافی کاربردی است اما بعد از این که به طور کامل این مقاله را یاد گرفتید، میتوانید بیشتر درباره تراز سفیدی مطالعه کنید. زمان زیادی طول میکشد تا شما به طور کامل بتوانید تراز سفیدی را تنظیم کنید ولی حالت اتوماتیک راه طولانی شما را کوتاه میکند.من شخصا در اکثر مواقع از حالت اتوماتیک استفاده میکنم.
۶-فوکوس اتوماتیک و عکس برداری (پله نهایی!)
این آخرین مورد است! به شما قول میدهم!
ناحیه فوکوس، نقطهای است که دوربین شما انتخاب میکند تا شارپ تر از قسمتهای دیگر به نظر برسد. وقتی شما دوربینتان را روی حالت فوکوس اتوماتیک تنظیم میکنید و از چشمی دوربین به تصویر نگاه میکنید، تعداد زیادی مربع یا دایره را با توجه به مدل دوربینتان مشاهده میکنید که میتوانید از بین آنها ناحیهای را انتخاب کنید که تصمیم دارید دوربین روی آن فوکوس کند.
زمانی که شما نمیخواهید از فوکوس اتوماتیک استفاده کنید به این نکته توجه کنید که چگونه این مربعها را در اطراف حرکت دهید و از بین آنها تعدادی را انتخاب کنید. شما باید آن را حرکت دهید تا نقطه فوکوس به سوژه دلخواه شما برسد.
من معمولا مربع فوکوس را در وسط قاب نگه میدارم و مربع وسط قاب را منطبق بر سوژهای که میخواهم روی آن فوکوس کنم نگه میدارم و دکمه شاتر را تا نیمه فشار میدهم تا فوکوس را تثبیت کند، سپس در همین حین که دکمه شاتر را تا نیمه فشار دادهام ترکیب بندی تصویر را اصلاح میکنم و هنگامی که ترکیب بندی در بهترین حالت خود قرار دارد، تصویر را ثبت میکنم.
بسیاری از عکاسان هم از همین روش استفاده میکنند. این بهترین راه برای پیدا کردن نقطه فوکوس در حالتی است که شما نمیخواهید مدام نقاط فوکوس را حرکت دهید.
تا نیمه فشار دادن دکمه شاتر باعث میشود، دوربین روی نقطهای که شما میخواهید فوکوس کند. در بسیاری از اوقات که شما میخواهید روی لبه یک جسم، یا روی جسمی که بسیار کوچک است یا در فاصله بسیار زیادی از دوربین قرار دارد فوکوس کنید، دوربین ممکن است به اشتباه روی پس زمینه فوکوس کند.
این یک مشکل متداول در عکاسی مبتدی است که فوکوس پس زمینه نامیده میشود.
نکته:دوربین شما برای فوکوس کردن به کنتراست احتیاج دارد. پس مطمئن شوید که سوژه شما دارای یک لبه است که دوربینتان میتواند روی آن فوکوس کند. برای مثال دوربین شما نمیتواند روی یک دیوار تماما سفید فوکوس کند.
جمع بندی
نکات زیادی برای ارائه وجود دارد، مخصوصا اگر این مقاله جزو اولین دروسی باشد که شما یاد گرفتهاید. تعداد نکاتی که باید ارائه شود بیشتر از آن است که بتوان در لحظه آنها را آموخت اما قطعا یادگیری آنها چندان سخت نیست.
این که درباره همه این مطالب بخوانید بسیار دلهره آورتر از این به نظر میرسد که شخصا آن را تجربه کنید. در واقع اگر میتوانستم همه این مطالب را در زندگی واقعی به شما نشان بدهم، در سه ساعت آنها را متوجه میشدید؛ پس بهتر است همین جا این بحث را تمام کنیم.
متنی که نوشتم را پنج الی هفت بار در طی هفتههای آتی مرور کنید و با تنظیمات متفاوت کار کنید. عکسهای متفاوتی را در فضای باز یا بسته در زمانهای مختلف روز ثبت کنید و تشخیص دهید که آنها را چگونه نوردهی کنید.
تصویرهای شارپ خلق کنید، بوکه هایی تصویر برداری کنید که با کمک تاری حرکت به آن زیبایی دوچندانی بخشیده شده است. زمانی بگذارید و تنظیمات دوربین را تغییر دهید تا ببینید تصویر چگونه به نظر میرسد و بلافاصله بعد از این که آن را ثبت کردید عکس را مشاهده کنید. همچنین روی جزئیات متمرکز شوید.
حالا شما همه این مطالب را دریافتید! وقت آن رسیده که دست به کار شوید و به دنبال نکات پیشرفتهتری بروید.